امپراتور آجیل و خشکبار

جلیل یوسف پور

جلیل یوسف پور یا تواضع سال ۱۳۱۵ در تبریز و محله چهار راه شهناز متولد شد و امسال وارد ۸۰ سالگی می شود.
یکی از خریدهای اصلی نوروزی خانواده ها به آجیل و خشکبار اختصاص دارد و همزمان با شب عید معمولا صف های طولانی جلوی مغازه های آجیل و خشکبار شکل می گیرد به خصوص فروشگاه هایی که همچون تواضع شهرت بسیار دارند؛ اما فروشگاه های خشکبار چگونه در کشور شکل گرفتند و چگونه مشهورترین این برند یعنی تواضع اداره می شود؟ برندی که ۱۳۵ سال پیش در تبریز شکل گرفت و حالا به جز داشتند شعب متعدد در شهرهای مختلف کشور آوازه ای جهانی پیدا کرده است و از سوی خانواده جلیل یوسف پور یا تواضع اداره می شود.

جلیل یوسف پور یا تواضع سال ۱۳۱۵ در تبریز و محله چهار راه شهناز متولد شد و امسال وارد ۸۰ سالگی می شود. خود در یکی از مصاحبه ها گفته در زمان کودکی او آجیل فروشی به شکل امروزی وجود نداشته و پدرش یکی از نخستین کسانی بودهکه مغازه ای برای فروش آجیل و خشکبار در تبریز حدود ۱۳۶ سال پیش راه اندازی کرده است. « در آن سال ها مردم معمولا خودشان در خانه میوه خشک می کردند و یا خشکبار مانند گردو، بادام و… را به صورت فله می خریدند و پوست می کندند و استفاده می کردند و مثل امروز آجیل فروشی وجود نداشت. پدر بزرگم باغدار بود و از سال ها قبل میوه خشک می کرد و همین بود که پدرم به فکر راه اندازی مغازه ای برای فروش آجیل و خشکبار افتاد، انواع برگه، سنجد، مغز بادام، گردو، نخودچی و کشمش و … می فروخت و علاوه براین ها ذرت هم بو می داد و کم کم آجیل مخلوط را هم به محصولاتش اضافه کرد.»

جلیل تواضع از کودکی در کنار تحصیل در مغازه پدر که نام تواضع را بر آن نهاده بود در کنار برادرانش کار می کرد. او آن روزها را این گونه توصیف می کند:« من زمانی که ۷،۸ سالم بود هم درس می‌خواندم و هم کار می‌ کردم در کنار پدرم که شغلشان آجیل فروشی بود. من خیلی ذوق داشتم و خیلی به این کار علاقمند بودم. وقتی از مدرسه برمی ‌گشتم تا شب در آجیل ‌فروشی پدرم کار می‌کردم. از اول هم به شغل دیگری فکر نمی‌کردم و دوست داشتم در این کار موفق شومو استعداد و پشتکار هم داشتم و آینده را خیلی خوب و موفق می‌دیدم و خداوند هم خیلی به من لطف کرد.»

او می گوید:« بهترین خاطره خوش دوران بچگی ام این است که از همان اول به فکر کار بودم و دنبال کارهای بد و ناپسند نرفتم و از این بابت خیی خوشحالم. بهترین خاطره ای که از دوران عید نوروز دارم زمانی بود که پدر و مادرم در قید حیات بودند و ما دور هم جمع می‌شدیم و پدرم به من عیدی می‌داد. پدر و مادرم خیلی به ما علاقه داشتند و خیلی خوب ما را اداره می‌کردند و نقش مهمی در موفقیتم داشتند. مادرم در منزل جنس‌های مغازه را تمیز می‌کرد و پدرم در مغازه زحمت می‌کشید و کار می‌کرد و ما هم به همین ترتیب راه آنها را ادامه دادیم.»

او سال های بسیاری در مغازه پدرش در تبریز که دیگر آوازه ای بسیار در کل ایران پیدا کرده بود، کار کرد تا این که به فکر توسعه کار و گسترش مغازه های تواضع در دیگر شهرهای ایران از جمله تهران افتاد، تصمیمی که همزمان شد با ازدواج دخترش و مهاجرت او به تهران. خود در این باره می گوید:« ما در تبریز زندگی می‌کردیم تا دخترم ازدواج کرد و به تهران آمد ما هم به این فکر افتادیم تا به تهران بیاییم که هم در کنار دخترم باشیم و هم کار کنیم. با این که همه خانواده در تبریز بودند و کار می‌کردند و من از آنها دور شدم و این سخت بود ولی هیچ وقت نترسیدم چون می‌دانستم اگر بترسم در زندگی موفق نمی‌شوم و من می‌دانم باید خودم را به آب و آتش بزنم و زحمت بکشم تا موفق بشوم.»

او درباره نخستین روزهای کار در تهران می گوید:« بعد از ۳۸ سال تصمیم گرفتم این شغل را گسترش دهم. به همین دلیل راهی تهران شدم، البته قبل از آن در تهران هم آجیل تواضع بود، اما صاحبان آن کسانی بودند که از شهرت ما در تبریز استفاده کرده و در تهران آجیل فروشی راه انداخته بودند. اوایل کار به دلیل کمبود جا و حساسیتی که روی کیفیت محصولات داشتم، هر روز یک وانت بار از تبریز مایحتاج ما را به تهران می آورد اما به مرور زمان همه چیز درست شد؛ البته به دلیل کیفیت بالا و آشنایی مردم با محصولاتمان از اول فعالیت با اقبال مشتریان روبرو بودیم تا جایی که امروز چند شعبه در تهران ( پارک وی، نیاوران، سعادت آباد و ولیعصر) و چندین شعبه در تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و… مشغول فعالیت هستند و کارخانه تواضع در کرج محصولات مورد نیاز فروشگاه ها را تهیه و توزیع می کند.»

جلیل تواضع که در سن ۲۸ سالگی ازدواج کرده است و ۳ فرزند ( یک پسر و دو دختر) دارد به صورت خانوادگی همچون پدرش فروشگاه های خشکبار و آجیل تواضع را اداره می کند. او معتقد است که همسر و فرزندانش در راه رسیدناو به موفقیت نقش مهمی ایفا کرده اند؛ خودش می گوید: « از ابتدای ازدواج تا به حال همیشه در تمام مراحل زندگی و کاری با همسرم مشورت کرده ام و او همیشه ایده‌های خوبی به می‌ دهد و همیشه عامل موفقیتم هست؛ مثلا کمک ‌های فکری بسیاری شب‌های عید که سرمان خیلی شلوغ می ‌شود به من می دهد و به یاری ام می آید. همه خانواده من این کار را دوست دارند. پسرم و نوه‌ام امید هم در کنار من هستند و ما با هم کار می‌ کنیم. دخترانم هم در قسمت قنادی کار می ‌کنند.» در حال حاضر محصولات فروشگاه تواضع علاوه بر فروش و ارسال به سراسر کشور به کشورهای دیگر هم صادر می شود و در بسیاری از فروشگاه های خارجی به عنوان یکی از معتبرترین برندهای خشکبار ایران به فروش می رسد. جلیل تواضع به تبلیغات و حضور در نمایشگاه های بین المللی برای معرفی اعتقاد بسیاری دارد. او می گوید:« باید در نمایشگاه‌های بین‌المللی بهترین و با کیفیت‌ ترین محصولات عرضه شود، زیرا حضور در این نمایشگاه‌ها بهترین فرصت برای کسب بازارهای بین‌المللی و معرفی محصولات است. ما نیز در همین راستا با حضور در نمایشگاه‌های مختلف، تلاش کرده‌ ایم بهترین محصولات را به معرض نمایش بگذاریم و خداوند را شاکرم که کارنامه موفقی در این عرصه داشته‌ ایم.»

البته در این بین بزرگ ترین مشکل فروشگاه های آجیل و خشکبار تواضع نام های جعلی و نمایندگی های دروغینی است که به گفته جلیل تواضع تقریبا از همان زمان راه اندازی اولین مغازه تواضع در تبریز از سوی پدر او به وجود آمد. جلیل تواضع در این باره می گوید:« زمانی که خیلی‌ها نام تواضع را روی مغازه خودشان گذاشتند پدرم عقیده داشت که بگذاریم آنها این کار بکنند تا به درآمدشان کمک شود؛ ولی پدرم نمی ‌دانست که تعداد آنها زیاد است و ما تصمیم داریم که آنها را از طریق قانون جمع کنیم. در حال حاضر هم با اینکه ما نام تواضع را ثبت رسمی کرده ایم، اما در گوشه و کنار مغازه هایی هستند که همچنان با این نام فعالیت می کنند.»

برنامه روزانه جلیل تواضع معمولا از ساعت ۶ صبح آغاز می شود. او صبحانه را کنار کارکنان صرف می کند و پس از آن معمولا مشغول رسیدگی به امور شعب، چک کردن جنس های تازه رسیده و بازدید از کارگاه می شود. او می گوید که به نظرات کارکنان برای بهبود کار توجه ویژه ای دارد. « برای ترکیب تمام آجیل های شور و شیرین فکر می کنم و چون کارکنان با مشتریان ارتباط مستقیمی دارند، من حتما از نظراتشان استفاده می کنم.»

موفقیت اصلی جلیل تواضع به دلیل پشتکار و سخت کوشی و تمرکز بر کارش است. او در دو گفت و گو دلایل موفقیت خود را این گونه بیان می کند: «هر کسی پشتکار، وجدان، قناعت و توکل به خدا داشته باشد، حتما در کارش موفق است. انسان برای کار زاده شده و تا زمانی که سرپا و زنده است باید کار کند.» و « دلیل موفقیت تواضع در این است که تمام انرژی روی همین کار است. مثلا من کارم آجیل‌ و خشکبار فروشی است به دنبال کار ساختمان ‌سازی نمی ‌روم و تخصصی در همین زمینه کار می ‌کنم.در شبانه‌روز از ۶:۳۰ صبح تا ۹ شب کار می‌کنم و هیچ وقت خسته نمی‌شوم ومن عاشق کارم هستم اگر چند روزی کار نکنم می‌دانم که افت می‌کنم من دوستان زیادی ندارم و در سال چند باری به مسافرت می‌روم تا تنوعی باشد ولی بزرگ‌ترین تفریح من در زندگی کارم است.»

به گفته او وضعیت آجیل و خشکبار در ایران مطلوب است و به اصطلاح خاک ایران خشکبار را بار می‌آورد در حالی که مثلا پسته و بادامی که در آمریکا پرورش می‌یابد شیمیایی است و مزه و طعم ندارد، اما خشکبار پرورش یافته ایران از پسته، بادام، گردو گرفته تا بادام زمینی، نخود، تخمه و … همه محصولات طبیعی است.

منبع: آینده نگر

Digg twitter Facebook cloob Delicious Stumble Upon Google plus Facenama Linkedin Balatarin

مطالب پیشنهادی / مشابه :

درباره نویسنده

835 مطلب نوشته است .

حامد غفاری هستم 28 ساله عاشق آی تی و اینترنت لیسانس نرم افزار و یک سالی هست وارد صنایع غذایی شدم و وارد تولید مواد غذایی شدم. میخوام بیشتر تو این بازار باشم و اخبار این صنعت رو نشر بدم.

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 مجله صنایع غذایی ایران. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی